ستایشستایش، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

عشق مامان و بابا

عکسای نفراتی که عسلم خیلی دوسشون داره

  خاله میترا مهربان       نیلوفرخانم ستایش عسلی و زهره خانم       ستایش و پویا(همکلاسی مهد )     اینا همکلاسیا ستایش عسلی هستن دخملم خیلی دوسشون داره     اینم آقای لرکی دوست دایی ستایش که توی فرودگاه خارک عکس گرفتی و فوق العاده دوسش داری و بهش میگفتی آقالرکی     ...
17 خرداد 1392

عروسی مریم

  ١٦اسفند ٩١ عروسی دختر دایی محمد مامانی ،مریم گلی بود چون اون شب خیلی خیلی به عسلم خوش گذشت این پست برات میزارم که یادگار برات بمونه  اینم عکسای شب عروسی       با اینکه چند ماه میشه از عروسی گذشته هر وقت از نزدیکی تالار رد میشیم کلی ذوق میکنی و میگی:علوسی ملیم علوسی ملیم...   فردای عروسی آقاوحید  زهرا(دختردایی علی مامانی) و پسر گلشونو که از اصفهان اومده بودن برای عروسی، دعوتشون کردیم شام رستوران فجر ،‌خیلی بهمون خوش گذشت اینم عکسای اون شب           باباسعید نان تیکه می کرد میداد دست شما ، شما هم نان می نداختید توی آب برای مرغابیا ...
17 خرداد 1392

جشن مهد کودک ستایش گلی

٢٩/٠٢/٩٢ روز جشن پایان دوره ٩٢-٩١ مهد کودک سرور   همکلاسی ها از راست : محد - ستایش - مهرسا     نمایش پیش دبستانی ها     ستایش از مهدسرور هدیه گرفت     کاردستی های گروه های سنی مختلف     ستایش جوگیر شد رفت بالای جایگاه به فضولی کردن       اینا عکسا هم جا مونده بود از پارسال یعنی درست٢٧/٠٢/٩٢   چون عروسی یکی از فامیلای مامان جون رفته دبودیم  برای جشن مهد نتونستیم شرکت کنیم بهمین خاطر عکسی هم ندارم ولی هدیه خانم رستمی برای شما نگه داشته بود     اینم کارت دعوت جشن که دستته   ...
13 خرداد 1392

خمیربازی مهدکودک

   این پست با تاخیر زیاد گذاشتم این یکی از روزهای قشنگ بهمن ماه ١٣٩١   اون روز من با تاخیر میخواستم برم شرکت شما هم دیرتر از همیشه رسیدی مهدکودک ، تا نگاه قشنگت به خمیر بازی دوستات افتاد با عجله نشستی روی صندلی و شروع کردی به بازی کردن                 قربون چشمای نازت مادر                   ...
6 خرداد 1392

روز مادر مبارک

روز مادر را به مادر عزیزتر از جانم تبریک میگم    از تمام دنیا با تمام زیبایی هایی که داره مامان گلمو بیشتر دوست دارم . میبوسمت  (از طرف مامان ستایش به مامان جون ستایش)   دوست دارم مامان جونم تو امید قلب مایی      روز مادر باباسعید مهربان من و شما رو دعوت کرد برای شام بریم کیانپارس ٣نفره جشن بگیریم، ولی من پیشنهاد بستنی دادم چون شما این مکان و این نوع بستنی خیلی دوست داری   شما هم که عاشق این فشفشه ها هستی ولی از فشفشه می ترسی       خیلی خوش گذشت و شما اینجا داری ناز میکنی     باباجونی مثل همیشه حواس...
1 خرداد 1392

روز بهترین مرد دنیا

        روز پدر به بهترین برادر دنیا تبریک میگم ، داداشی دوست دارم با وجودت هیچ وقت جای خالی بابایی تو زندگیم احساس نکردم همیشه برام پدر باش                 عاشقانه ترین دوستت دارم نثارت باد همسر مهربانم                       همچنین این روز قشنگ به پدرشوهر عزیزم تبریک میگم   دوست دارم مهربان         ...
1 خرداد 1392

نمایشگاه سرگرمی کودک - نوجوان و سیسمونی بین المللی اهواز

  عزیز مامان بیشترین چیزی که توی نمایشگاه توجه دخملمو جلب کرد عمو خرگوش مهربون بود ، عزیز مامان از خرگوشه جدا نمی شود و دقایقی هم بغلش بودی و با گریه جدا شدی تا ازت رو برگردوندم دیدم رفتی بغل خاله خرگوشه و بازم با گریه از خاله خرگوشه جدات کردم     ببین چقدر دخملی ذوق داره       روز دوم حضور در نمایشگاه : نوبت عکس داشتی با خاله میترا رفتیم نمایشگاه عکس بگیری باباسعید این دو روز سرکار بود و نتونست همرامون بیاد     ...
11 ارديبهشت 1392